اکنون باید خودمان را بشناسیم. اگر همکاران ما و اقتصاددانها، نویسندگان و افرادی که اثربخشی دارند مخاطب را بشناسند و حوزه اثرگذاری را دریابند بحثهای ما واقعیتر میشود. دستیابی به حداکثر ثبات در سطح اقتصاد کلان و حداکثر رقابت در سطح اقتصاد خرد مورد اجماع همه مکاتب اقتصاد کلان است و کینزی و کلاسیک نمیشناسد. ما الآن باید این نکته را بگوییم که مهم است دولت کالای عمومی عرضه کند. امنیت جامعه ما مهمتر است یا اینکه تعزیرات بیاید همه سوپرمارکتها را قیمتگذاری کند و در صورت تخلف با آنها برخورد کند؟ منظورم این نیست که ما از کینز دهه 30 شروع بکنیم بلکه میگویم ما هنوز قبل از آن دوران هستیم.
در کتابی که با جمعی از همکاران با عنوان دولت و رشد اقتصادی در ایران تدوین کردیم چند نقش را برای دولت در نظر گرفتیم و شاخصهای کمی برای آن ارائه دادیم. سه شاخص را مجزا کردیم و نقش آنان را در رشد اقتصادی ایران نشان دادیم. نتیجه این بود که مداخلات مستقیم دولت در بازار اثر قطعی منفی بر رشد اقتصادی دارد، بنگاهداری اقتصادی تا یک میزان محدودی اثر مثبت دارد و بعد منفی میشود که ما الآن در بخش منفی آن هستیم. اما دولت در زمینه بودجه عمومی مثل تولید امنیت، آموزش و پرورش و بهداشت بسیار کوچکتر از آن چیزی است که باید باشد. یعنی دولت به معنای کلاسیک هم باید در این حوزه بزرگتر شود. دولت باید بیشتر از این برای آموزش و بهداشت و امنیت هزینه بکند.